تبليغاتX
ღஜبهونـ ـه ی قشنـ ـگ بـ ـرای زنـ ـدگیஜღ

ღஜبهونـ ـه ی قشنـ ـگ بـ ـرای زنـ ـدگیஜღ

! آنقدر مستمـ کهـ بیـ قایقـ بهـ دریا میرومـ √

آنـ  قـ ـدر نفـ ـس میکشـ ــم -

تـ ـآ تمـ ـآم شود،

همـ ـهـ آنـ هـ ـوآیـی کهـ،

سـ ـراغ تــو را میگیـ ـرد

ܓܓܓܓܓܓܓܓܓ


آموختم که مهربان بودن

بسیار مهم تر از درست بودن است...

91/02/26| 3:15 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

سیگارم چه خوب درک می کند مرا ..

وای که چه زیبا کام میدهد,,

این نو عروس هر شب تنهایی هایم .. .. ..

لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند ..

و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم .. .. ..

چه لذتی می بریم از این همخوابگی ..


او از جان مایه می گذارد و ..

من از عمر ..

هر دو می سوزیم به پای هم

من و سیگارم
،،
91/02/26| 2:59 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

برو!!!

روزگاری میــآید کـهـ برگـردی

 

آنـ موقـع زمـــآن را برایـت معـنــــــــــــــــــــــــــآ خـواهم کـرد.........

============

دلـی کهـ شکستـی را گـچ چــ ـ ـ ــآره نـکرد....گــــِل گرفتـمشـ ....

91/02/25| 5:1 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها

تنها برگی رو شاخه اش مونده بود میون برگا

یه شبی درخت به برگ گفت: کاش می موندی در کنارم

آخه من میون برگا فقط تنها تورو دارم

وقتی برگ درختُ می دید داره از غصه میمیره

با خدا راز و نیاز کرد اونُ از درخت نگیره

با دلی خورد و شکسته گفت: نذار از اون جدا شم

ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم

بعد تو خلوت شبونه اش از دلش با خدا می گفت

غافل از اینکه یه گوشه باد همه حرفاشو می شنفت

باد اومد با خنده ای گفت: آخه این حرفا کدومه

با هجوم من رو شاخه عمر هر دوتون تمومه

یه دفعه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون

سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون

ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید

تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید

بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه

تا که آثاری نَمونه دیگه از درخت و بیشه

ولی بارونم مثه باد توی این بازی شکست خورد

به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که میمرد

برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود

هرکی زندگیشُ باخته دلش از خدا جدا بود....

 

این شعر بسیار زیبا رو دوست عزیزم (نابینای عشق) تو قسمت نظرات برام نوشته خیلی خوشم اومد.اینکه گذاشتمش رو صفحه تا همه بخوننش

خدایا تنها امید من تویی

ناامیدم نکن.بزار برای من باشه...

90/09/15| 4:55 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

 آسمان امشب به حالم گريه كن / روح تب دار مرا پاشويه كن
آتش افكند عاشقي بر حاصلم/ گريه كن در مجلس ختم دلم
گريه كن اي عشق روحم تير خورد / شانه احساس من شمشير خورد 
يوسف احساس من در چاه مرد
شوخ چشم است و دلم در چنگ اوست / هرچه هست از چشم پر نيرنگ اوست
او كه خويشاوند نزديك گل است/ شرح احساسات سبز بلبل است
او كه مي گويند پشت خوابهاست / ناجي فرمانرواي آبهاست
اولش آمد مرا ديوانه كرد/ او مرا يك باغ بي پروانه كرد
آمد و از دردش پيرم كردو رفت/ بي وفا سيلي خورم كرد وگذشت
مثل شمع بزم آبم كردو رفت/ عشوه اي كرد وخرابم كردو گذشت
اي دل شوريده مستي ميكني/ باز هم شبنم پرستي ميكني
من كه گفتم اين بهار افسردني ست/ من كه گفتم اين پرستو مردني ست
من كه گفتم اي دل شوريده حال عشق يعني رنج يعني انتظار
عشق خونت را دواتت ميكند/ شاه باشي عشق ماتت ميكند
آه عجب كاري به دستم داد دل/ هم شكست و هم شكستم داد دل

دلم...

دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم.......
روی آن نقطه هم
میخ میکوبم...و قاب عکس تو را می اویزم

90/08/04| 7:25 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟


دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌


ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود


راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!

 

در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟

 

خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین


شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟

 

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌


گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

سلااااااااااااااام دوستای خوشجلم

خوبین؟

من دیدم که بی وبم نمیتونم

شما دوستا هم منو تنها نزاشتین

خب ......

حالا اومدم که برای همیشه پیشتون بمونمبرگشتنم مبارک ، بهم تبریک بگین : )

کوک کن ساعت خویش

كوك كن ساعتِ خویش

اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خویش

كه راوی شب پیش

دسته گل داده به آب

. . . و در آغوش سحر رفته به خواب

كوك كن ساعتِ خویش

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش

كه سحر گاه كسی

بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست

كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش

رفتگر

مُرده و این كوچه دگر

خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش

ماكیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

كوك كن ساعتِ خویش

كه در این شهر ، دگر مستی نیست

كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

و در این شهر سحرخیزی نیست

90/07/26| 5:27 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

سلام دوستای عزیزم بی مقدمه برم سر اصل مطلب

 من این وب و برای همیشه میبندم دیگه هیچ وبی نمیسازم

دلم برای " همـه شمـا " تنگ میشه

دلم برای وبم تنگ میشه

گاهی وقتا میام و نظرات رو تائید میکنم

البته اگه نظری باشه

گاهی وقتا لازم میشه که "تنها" باشم

شاید این بار برای " همیشه"

دلم برای همتون تنگ میشه

منو فراموش نکنید لطفا

دوستتون دارم

دیگه وقتش رسیده که بگم " خداحافط"شاید برای "همیشه"

دوستتون دارم فراموشم نکنین

دوستای گلم خدا نگهدارتون

خدا نگهدار همگی

 

 

خدا نگهدااااااااااااار ..........

 

90/06/03| 2:4 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

هرگز کسی چنین فجیع به کشتن خود بر نخاست که من به زندگی نشستم... ...ای کاش میتوانستم خون رگان خود را من، قطره قطره بگریم تا باورم کنند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خداوندا ، خداوندا تو هم یکبار عاشق شو و بر گیر از لب میگون یاری بوس اشک آلود تو هم در انتظار دلبری با ترس و لرز و بیم سر آن کوچه یک ساعت بمان غمناک و اشک آلود که از درد من و راز درون من خبر گردی تو هم چون من به رسوایی میان ده سمر گردی وفا داری کن و جور و جفایش را تحمل کن چنان خو کن به او تا هستی تو جمله او گردد و بعداز آن در آغوش رقیبی مست و بی پروا تماشا کن که تا بهتر بدانی حالت مارا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اخر زنگ دنیا کی میخورد
خدا می داند،ولی...!!
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.
آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اگر در روز خلقت مست نمی کردی یکی را همچون من بدبخت یکی را بی دلیل آقا نمی کردی جهانی را چنین غوغا نمی کردی دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد دگر آهم نمی گیرد دگر این سازها شادم نمی سازد دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد0 اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد برای نا مرادی های دل باشد

90/05/30| 8:16 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

هوا گرفته بود...باران میبارید...                                       

کودکی آهسته گفت : خدایا گریه نکن درست میشه!!!

normal_Avazak_ir-Love143.jpg

90/05/23| 10:29 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

زندگی سیبی ست،باید چیدو رفت

زندگی تکرار پاییزی ست، باید دید و رفت

زندگی رودی ست جاری،هر که آمد کوزه ایی پر کردو رفت

قاصدک این کولی خونه به دوش روزگار.......

کوچه گردی های خود را زندگی نامید و رفت......

90/05/16| 4:30 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

عزیزم روز تولدت را با آسمانی پر از ستاره های چشمک زن با دشتی پر از شقایق ها

و با آرزوی موفقعیت برای تو به تو تبریک می گویم

گل من تولدت مبارک


رسیده روز تولد تو که باز برات هدیه بگیرم

واسه من اینم یه جور بهونه ست بگم که چقدر برات میمیرم

روز آغاز زیستن مبارک



تو پرستوی امیدی مگر از من تو چه دیدی

غربت من و که دیدی از کنارم پر کشیدی

با تمام بی وفائیت میگم تولدت مبارک

دوست دارم


تولدت بهانه ای شد تا این فصل را بیشتر دوست داشته باشم

زیرا فصل خوشحالی فرشتگان روز تولد توست

در...(1362)... دنیا صدای گریه کودکی را شنید

که امروز تنها بهانه ای برای خندیدن من است

امروز را باهم لبخند میزنیم

تولدت مبارک




یک تکه بلور از جنس حضور

یک یاس از سپید از رنگ امید با هرچی وفاست از سوی خدا

همه تقدیم تو باد

عزیزم امروز قشنگترین روز زندگیمه

تولدت مبارک



All people say sky is blue

همه ی مردم میگویند:آسمان آبی است

Bat my sky is black

اما آسمان من سیاه است

Because my sky is your eyes

زیرا اسمان من چشم های توست

 

 

 

 

 

به آسمون سپردم چشم ازتو بر نداره

مراقب تو باشه سرت بلا نیاره

 تاتو نخوای نباره  دلت گرفت بباره

همیشه با تو باشه تورو تنها نزاره

 

 

 

 

تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توست،به دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنم ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگیت را تبریک میگویم.

عزیز ترین و مهربون ترین داداش دنیا تولدت مبارک

90/05/16| 4:27 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

 

مسافر......

 

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوت آئینه ها به انتظار نشسته بود

می خواست بره ... اما نمیدونست کجا!

دلش پر از گلایه بود ... اما نمیدونست چرا؟

دفتر خاطراتتشو رو طاقچه جا گذاشتو رفت

عکس های یادگاریشو همونجا جا گذاشتو رفت

دل به راه سپرد....

اما کسی اونو صدا نکرد....

نگاه عاشقانه ایی برای اون دعا نکرد...

دیگه تو غربت،عشق ستاره سر نزد

تو لحظه های بی کسی پرنده پر نمیزد

با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره

مسافر خسته ی من یه عمره که مســـافره!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد



 مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد



تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند



 سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد



شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند



 موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد



گم شدم در قدم دوری چشمان تو



بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

می شود از عشق یک حادثه ساخت



می شود از عشق یک بازیچه ساخت



می شود از عشق یک آینه ساخت



می شود از عشق یک تجربه ساخت


می شود با عشق گرم و آتشین

 

سقفی از امید بر آینده ساخت


لیک با عشق چنین دیوانه وار



کی شود قلب تو را دیوانه ساخت؟ 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

وقتی شقیقه هایم از تحمل زخم های کهنه تیر می کشند

مجبور می شوم

به دورترین عزیزترینم

با بلندترین صدا بیندیشم …

90/04/28| 3:5 PM | تیــ ـ ـنا"عاشـ ـ ـق تنهـ ـ ـا"||

Design By KHanOomi